صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

256

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

خداوند و يقين به اين كه او بر هر چيزى احاطه دارد و مدبّر در امور است ، از اسباب و عللى است كه زبان بنده و قلبش را به دعا مىگشايد و از اسبابى است كه قبولى و اجابت دعا را آسان مىكند . شايد بهترين تفسير براى اين آيه : أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ « 1 » » ، آن باشد كه مضطر كسى است كه برآوردن نياز او هر چند كوچك و يا بزرگ باشد راهى جز به سوى خداوند ندارد ؛ و براى ديگر اسباب و علل ، نقش و ارزشى جز به امر و عنايت او قائل نيست . از يكى از صوفيان نقل شده است : « دعا ، مواجهه شدن با حق به زبان شرم و حياست . » مىتوان اين سخن را مرادف و شرحى بر سخن امام صادق ( ع ) كه بيان شد ، دانست . قشيرى در رساله اقوالى را ذكر كرده است كه كم و بيش به معانى دعا مربوط است و ما به چند نمونهء آن اشاره مىكنيم ؛ از جمله اين كه : « دعاى عوام به سخن است ؛ و دعاى زاهدان به فعل ، و دعاى عارفان به حال . » و « زبان آنهايى كه مبتدىاند براى دعا گشاده است ، و زبان محقّقان از آن بسته . » در اين دو سخن تأكيدى است بر اين مطلب كه ، خواندن دعا تنها به زبان ، بدون خشوع جوارح و حضور قلب در پيشگاه پروردگار ارزش ندارد و تأثيرگذار نيست . و دعا عبادت است و بلكه خلاصه و روح عبادت است .

--> ( 1 ) - نمل ( 27 ) آيهء 62 : يا [ كيست ] آن كس كه درمانده را - چون وى را بخواند - اجابت مىكند ، و گرفتارى را بر طرف مىگرداند .